X
تبلیغات
رایتل

تنها عشق

سوختن قصه شمع است ولی‌ قسمت ماست شاید این قصه تنهایی‌ ما کار خداست آنقدر سوختم با همه بی‌ تقصیری که جهنم نگذارد به تنم تأثیری

 

 

 

ساقیا 

 

 

ساقیا امشب نشانت میدهم ؛هرچه ناپیداست من امشب نشانت میدهم

دوست دارم بدانی شرح پریشانی من؛ ساقیا یارم کجاست آن را نشانم میدهی؟

کو کسی را که من دیوانه اش بودم شبی؛ ساقیا رسم رفاقت را نشانش میدهی؟

او مرا بگذاشت با تنهایی های سوت و کور؛ ساقیا تنهایی را آیا نشانش میدهی؟

دوستش دارم لیک دردلم جرات گفتن نیست؛ ساقیا امشب به خوابش شرح حالم می بری؟

قلبم از اوست ولی زیر پایش بشکست ؛ساقیاقلب شکسته ام را ز یادش می بری؟

آه ای قلب شکسته باز گرد تو سوی من؛ ساقیا فکر فراغش را ز یادم می بی؟

باز امشب من بخفتم با غم و اندوه او ؛ساقیا امشب ز حالم سوی او آیا نشانی می بری؟

 

 

 

 

 

(دوستان عزیز لطفا نظرتون رو در مورد این شعر بگید مثلا قشنگه؛زشته؛بی مزه اس؛بی معنیه؛بی سر و ته یا کلا به درد نخوره.) 

نظرتون واسم مهمه پس یادتون نره.

نوشته شده در دوشنبه 23 شهریور‌ماه سال 1388ساعت 10:13 ب.ظ توسط فریده نظرات (12)


Design By : Pichak