X
تبلیغات
رایتل

تنها عشق

سوختن قصه شمع است ولی‌ قسمت ماست شاید این قصه تنهایی‌ ما کار خداست آنقدر سوختم با همه بی‌ تقصیری که جهنم نگذارد به تنم تأثیری

سلام دوستان عزیز من بالاخره از مسافرت ۵۲ روزه ام برگشتم  والان هم یه آپ  خوشکل براتون گذاشتم که بخونید.  

 

  

 

 

آفتاب است و بیابان چه فراخ!نیست درآن نه گیاه و نه درخت 

 

غیر آوای غرابان دیگر 

 

بسته هربانگی از این وادی رخت 

 

درپس پرده ای از گرد و غبار 

 

نقطه ای لرزد از دور سیاه: 

 

چشم اگر پیش رود ؛ می بیند 

 

آدمی هست که می پوید راه 

 

تنش از خستگی افتاد ز کار 

 

بر سر و رویش بنشسته غبار 

 

شده از تشنگی اش خشک گلو 

 

پای عریانش مجروح ز خار 

 

هرقدم پیش رود؛پای افق 

 

چشم او بیند دریایی آب  

 

اندکی راه چو می پیماید 

 

می کند فکر که می بیند خواب!!!! 

  

 

سهراب سپهری

نوشته شده در شنبه 8 آبان‌ماه سال 1389ساعت 10:30 ق.ظ توسط فریده نظرات (5)


Design By : Pichak