دگر باره زمستان شد، سرما باز آمد
برهنه درختان را باز وقت خواب آمد
حریر موی آسمان بر تن زمین نشست
زمستان با نرم پیرهن سپید بمیان آمد
سرها به گریبان، تن ها سرد، سوزنده هوا
رقصنده دختر ِشعله ی آتش بمیدان آمد
تیغ تیز انجماد پوسته دلهای گرم شکاند
جان آدمی ز درد سوز سرما، به فغان آمد
قلیان آتش امید اما، زنده در دل عاشقان
تا دگر فصلی بگویند، که باز بهار آمد
صد جام شوکرانم گر دهد این زمستان
بر خیزم و پای کوبم که دگر بار بهار آید
چرخ گردون فلک تابد بیتاب، یار هوشیار
بهار دلبر ،جام می به دو دست و مست می آید
سلام فریده جان خوبی ؟ منم هرچند دلم نمیاد ولی زمستان رو بهت تبریک میگم امیدوارم با باریدن هر یه دونه برف یه غم از دلت پاک بشه !!!! من عاشق پاییزم !
ممنون
سلام عزیزم.
ممنون که امدی.
منم خودم بی نهایت فصل پاییز رو دوست دارم.
تازه خودمم یه دختر پاییزی ام.
سلام فریده جون خوبی عزیزم؟
ممنون که اومدی گلم.
خیلی قشنگ بود. آفرین
موفق باشی
سلام وحیدجان مرسی من خوبم.
منم ازت تشکر میکنم که اومدی به وبم.
قابلی نداشت.
سلام دوست من ! بابت مبحث شیرین یارانه ها و کلا اوضاعی که قراره برای افغانی ها پیش بیاد یه چندخطی نوشتم نمیدونم درسته یانه دوس دارم تو هم بیای بخونی و نظرتو بگی که درسته یا نه؟ مرسی
سلام
اپم بین خودمون بمونه ( ساخت خودمه)
بدو که داره از داغی میفته
دل کوچه به کوچه دود و نام تو گوید باز آ، ببر این مرغک بی لانة خود را
با سنگ زدن از بر دلبر نشود دور من خوب نشناختم دل دیوانة خوی را
سلام فریده جان. خوبی؟
کم پیدایی؟ خبر ما رو نمیگیری؟
آپم
موفق باشی
سلام.
اپمممممممممممممممممم